در دوران کودکی، قوانین و رسومی که افراد بالغ را مانع از ارضای غرایز و امیال و هوسهایشان می شود وجود ندارد، هنوز در ضمیر آنان «من» و «من ِبرتر» بوجود نیامده است تا تمیزی میان ممنوعیت های اجتماعی قائل شود؛ ارتکاب تمامی اعمال و حرکات از خوب و بد برای او یکسان است و به یک نحو از آنها بهره گیری می کند.
اما آیا به راستی کودک کاملاً آزاد است؟ همانگونه که ضمیرخودآگاه و «من ِبرتر»ای در افراد بالغ وجود دارد، در کودکان و اطفال نیز: پدر، مادر و مربی یا دایه همان نقشی را ایفا می کنند که در بزرگسالان وجدان انجام می دهد.
حال همان سان که فردی بالغ تحت اِعمال نفوذ و قدرتِ «من ِبرتر ِ» خود قرار دارد، کودک هم بدانگونه تحت سیطره ی والدین که به منزله ی «من ِبرتر ِ» اویند می باشد. قدرت و حکمیت پدر و مادر بر فرزند به وسیله ی مهر و محبت یا خشونت تکوین می یابد.
با علم به این موضوع که کودک همیشه و مطلقاً خواهان مهر و محبت است، پی خواهیم برد تا چه اندازه خشونت و قهر موجب دگرگونی و انحراف از مسیر عادی برای او می گردد، ترس و هراس در دوران کودکی هیچگاه از روان و ضمیر آدمی زدوده نمی گردد. کودکی که به جای مهربانی و نوازش با تنبیهات گوناگون خو گیرد : در دوران بلوغ و رسیدگی، ترسو، وسواسی، ضد اجتماعی، بدبین، جانی و دچار عقده ی حقارت می شود.
شماره های تماس
086-33848
09364245996
انجام مشاوره و خدمات روانشناسی در زمینه های :